۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

تولد چینی در رستوران کره ایی

دیشب تولد دوست جان چینی بود . به اتفاق خانوادش رفتیم یک رستوران کره ایی . ( پیدا کنید پرتقال فروشو )
یک مشت غذاهای عجیب و غریب دوباره خوردیم که من حتی اسم اونا رو هم نمیدونم البته اگه میدونستم هم تلفظش واقعا سخته . نوع میزها و حالت نشستن منو یاد سریالهای کره ایی وارداتی انداخت .
خلاصه اینو میخواستم بگم که دوستانی که عازم کره هستند خیلی نگران نباشن از گرسنگی نخواهند مرد .
تا اینجای کار که ما امتحان کردیم غذاهای کره ایی از غذاهای ژاپنی و چینی و مالایی خوشمزه تر و باب میل تر بوده است .
قبل از غذا انواع و اقسام سبزیجات و سالادهای ترش و تند در ظرفهای بسیار کوچک ( کوچکتر از نعلبکی ) سرو کردند که برخی جالب بود مثلا ریشه نیلوفر آبی که کمی ترش و تند بود . بعد غذای اصلی که انواع و اقسام گوشت کباب شده است که گاها شیرین و تند هستند . البته سوپ مرغ و غذایی درست شده از تخم مرغ هم بود .
خلاصه خوشمزه بود. خدا قسمت تمام دوستان بکنه .

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

سیزده بدر استوایی

هر چقدر عید برای ما در ولایت غربت بی مزه بود ، سیزده بدر بسیار خوب و لذت بخشی داشتیم . به همت یک زوج دوست داشتنی از دوستان ایرانی روزی خاطره انگیز در ساحل زیبای دریای چین جنوبی گذراندیم .
دوستان خوب ،هوای بسیار خوب ، غذای خوشمزه ، ساحل تمیز و زیبا ، دست و پنجه نرم کردن با موج دریا و غیره هریک دلیلی بود بر خاطره انگیز شدن سیزده بدر امسال ما .
نکته جالب این بود که سبزه توسط تعدادی میمون شیطون به سرقت رفت و مجبور شدیم سرخس به جای سبزه گره بزنیم .
خلاصه که جای همه دوستان در سیزده بدر استوایی ما خالی .

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

نوروز 1389

نمیدونم چی باید بنویسم و از چی بگم و از کی شکایت کنم . نوروز 1389 ما در ولایت غربت که خیلی بی مزه در حال گذر است . بنا به درخواست همسر استوایی این چند روز نوروز را کمی کمتر دنبال درس و مشق بودیم . البته ناگفته نماند که تعدادی از دوستان جان ایرانی و غیر ایرانی تلاش کردن با دور هم بودن کمی حال و هوای نوروز در ایران را برایمان بوجود بیاورند اما سال نو ایران کجا ، اینجا کجا .

خلاصه دوستان و یاران داخل و خارج سال نو مبارک و همیشه شاد و پیروز باشید .

۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

بدرود سال 1388 و درود بر سال 1389

سال 1388 هم با تمام هیجاناتش تمام شد و چند روز دیگر آغاز سال جدید را جشن خواهیم گرفت . سال 88 یکی از سالهای تاریخی مردمان وطن بود و به جرآت می توان گفت در 30 سال اخیر جز معدود سالهای تاثیر گذار بوده است . سال 88 از آن سالهایی بود که در حافظه تاریخی جهانیان ثبت میشود . سال 88 سال تلنگر بود . سالی که بر خیلی باورها و عقاید تلنگر زد . سالی که فکر کردن و حرکت را بیدار کرد و بسیاری را وادار به حرکت کرد و بسیاری از هیجانات و پتانسیلهای نهفته مردمان وطن را برانگیخت .
سال 88 هم دردناک بود و هم غرورآفرین . سال 88 هم سرد بود و هم گرم . سال 88 به تنهایی سالیانی بود .

بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس ... ور پایبندی همچو من فریاد میخوان از قفس
یادباد تمام سفرکردگان این سال

بدرود سال 1388 و درود بر سال 1389



۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

کارناوال چینی

چند روز پیش آخرین روز جشنهای سال نو چینی بود . در این منطقه که ما هستیم به همین مناسبت هرسال یک کارناوال بسیار جالب در شهر براه می افتد .
به توصیه یکی از دوستان چینی و به اتفاق چندی دیگر از دوستان ما نیز به محل عبور این کارنوال شادی رفتیم و با تدارکات دوست چینی در یک محل مناسب با دید عالی مستقر شدیم . جمعیت بسیاری که اکثر آنها هم چینی بودن از ساعتها قبل خودشونو به مسیر عبور کارناوال رسانیده و مستقر شده بودند . از قرار معلوم این کارناوال در نوع خودش بسیار پراهمیت است . از اینرو افراد بسیاری از شهرها و کشورهای دیگر هم برای دیدن و حتی اجرای برنامه به این منطقه می آیند .
شهر بطور کلی توسط پلیس کنترل میشد و همکاری پلیس با برگزار کنندگان مراسم بسیار جالب و قابل تامل بود . شادی و سرور در بین جمعیت موج میزد .
خلاصه راس ساعت 6 بعد از ظهر کارناوال شروع به حرکت کرد و تا حدود 10 شب طول کشید که این قطار سراسر شادی و جشن و رقص از مقابل دیدگان ما عبور کند .
برنامه ها و رسوم متعددی به اجرا گذاشته شد که بسیاری از آنها ریشه در آداب ، رسوم، سنن و افسانه های مردم چین داشت.
رقص اژدها و شیر که به دفعات و به شکلهای گوناگون اجرا شد ، بی نهایت زیبا و جذاب بود . اهدا انواع نوشیدنی و شیرینی بخصوص به کودکان بسیار زیاد بود .
از مهمترین رسوم این کارناوال بیرون آوردن خدایان از معابد بود که پنج خدا از معبد اصلی شهر بیرون آورده و بر دوش مردم در مسیر حمل میشدند و پیروان آنها با احترام به نیایش و پرستش آن مشغول میشدند.
در این ما بین از دور دست صدای اذان نیز بگوش میرسید و برخی از ما را در خصوص آزادی ادیان و عقیده وباور بفکر فرو برد.
بطور کلی مراسم بسیار مجلل و زیبایی بود و در پایان بلافاصله شاهد تمییز کردن خیابانهای مسیر عبور کارنوال از هر گونه زباله بودیم که در نوع خود نشان از هماهنگی کامل تمام ارگانهای شهری با این مراسم سنتی داشت . با توجه به اینکه خیلی از این دست اندرکاران از دین و آیین دیگر بودند .
و در انتها چند عکس از این مراسم











۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

سال نو چینی

یکی از مزایای زندگی در ولایت غربت آشنایی با فرهنگهای مختلف است بخصوص اگر در کشورهایی چند نژادی سکونت داشته باشی....
هفته گذشته تعطیلات سال نو چینی بود و به همین مناسبت تقریبا یک هفته تعطیلات و بزن و بکوب بود
تقویم چینی تقویم ترکیبی شمسی - قمری است و جشنهای سال نو معمولا تا پانزده روز ادامه می یابد و با جشن فانوس خاتمه پیدا میکند
عید دیدنی و عیدی دادن و رقص شیر و اژدها از رسوم جالب این ایام بود
بکارگیری رنگ قرمز و درختهای تزیین شده نارنگی از دیگر آداب این روزهاست و نقش و اهمیت نارنگی در سال نو چینی بسیار زیاد و جالب است
خلاصه بسیاری از رسم و رسوم سال نو چینی ما ایرانیان را بیاد نوروز ایرانی انداخته و شباهتهای بسیار زیاد و حیرت انگیزی بین آداب سال نو چینی و آداب نوروز ما دیده میشود
دیگه معلوم نیست که ما از چینی ها یاد گفتیم یا برعکس !









۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

جور دیگر باید دید

تاریخ مبارزه مردم برای رسیدن به آزادی و سعادت مدنی در کشور ما بسیار بیش از پیش تکراری و قابل پیش بینی شده است و همیشه پارادوکسهای ذاتی جامعه ایرانی فراز و نشیب جنبشهای مدنی ایرانی را تعیین میکرده و میکند و خواهد کرد
فرهنگ و ارزشهای بنیادی نا ملموس آن که ریشه در تاریخ و آموخته های بلند مدت مردمان این مرز و بوم دارد در هر حرکتی بسیار تعیین کننده بوده است
به نظر میرسد نادیده گرفتن نقش نامرئی فرهنگ در هر نوع جنبشی در تاریخ این مملکت بزرگترین اشتباه نخبگان و رهبران و اندیشمندان مردم بوده است
در فرهنگی که ریشه ها و باورهای مردم با خواسته های آنها در تناقض باشد و یا بنوعی همراه نباشد نمی توان انتظار داشت که حرکتهای مدنی و اجتماعی از هر نوعی و به هر منظوری به سر منزل مقصود برسد
فاصله قدرت ، نابرابری جنسیتی ، فردگرایی و ضعف آینده نگری فقط جنبه هایی آشکار شده از فرهنگ امروزی جامعه ماست
میتوان حدس زد که آینده مملکت به تاثیر فرهنگی پیشقراولان آگاهی بیشتر از هر چیز دیگر بستگی دارد
گذر از من شدن و ما شدن بدرستی در لایه های فکری جامعه ایرانی صورت نگرفته است
به نظر من آینده این مملکت را در خیابانها و کوچه های شهر نمیتوان یافت ، که بارها امتحان شده و نتایج دلخواه حاصل نشده است ، آینده ایران در گرو توسعه نگرش جامعه ایرانی ست که در ذهن مردم این مرز و بوم باید یافت
شکستن قالبهای رایج فرهنگی و فکری و توسعه فکر و اندیشه فارغ از هرگونه پیش داوری و محدودیت نیاز اصلی جامعه ماست
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید