۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

دوئل از نوع نفتی

رقابت نفتی در خاورمیانه هم در نوع خودش جالبه . میدانهای نفتی و گازی بسیاری بین کشورهای این منطقه مشترکه . ایران هم از قرار معلوم دارای 23 میدان مشترک نفت و گاز با کشورهای کویت، عراق، قطر، عمان، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و ترکمنستان است. خلاصه در هریک از این میدانها رقابت بسیار شدیدی در خصوص افزایش میزان برداشت وجود دارد از این رو که طبق قوانین هرکه زور و توانش بیشتر برداشتشم بیشتر.
خلاصه این وسط یواش یواش داره سر ما کلاه میره چون رقبا با سرمایه گذاری شدید و دعوت از بهترین شرکتهای بین المللی با انتقال فناوری های روز دارن سهمشونو از این منابع مشترک روز به روز بشتر میکنن و ما اندر خم گفتمان در خصوص فرصت ها و تهدید های تحریم ماندیم و نقدو گذاشتیم کنار چسبیدم به نسیه  ( کنایه به سرمایه گذاری برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ایی ).
در همین گیر دار که ما از یک طرف در فکر مدیریت جهانی وصدور دانش و تکنولوژی به اقصا نقاط دنیا هستیم و از طرف دیگر در به در به دنبال شرکتهای چینی و هندی و روسی ( اونم نه بدرد بخوراش ) به منظور افزایش بهره برداری از منابع مشترک ، کشورهای دیگر براحتی با برنامه های بسیار دقیق بدون جار و جنجال دارن حالشو میبرن حتی عراق !
بطور مثال عراق به منظور افزایش بهره برداری (رسیدن به مرز یک ميليون و هشتصد هزار بشکه) در میدان نفتی مجنون (آزادگان ما) با شرکتهای شل (انگلیس - هلند) ، پتروناس (مالزی) و هالیبرتون (آمریکا) قرار داد میبنده و ما به همین منظور(رسیدن به مرز 260 هزار بشکه نفت ) اول دست به دامان ژاپنی ها شدیم که ژاپنی ها  بعد خاتمی تقریبا رفتن روسها و هندیها که سر کارمون گذاشتن و حالا چینی ها وارد کارزار شدن .
دیگه شما پیدا کنید برنده این دوئل را ...

۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

تمام مدارک دانشگاهی

آدم بعضی وقتها میمونه که در مقابل برخی از صحبتها چی بگه چی نگه . دیروز از قول امیر قلعه نوعی مصاحبه ایی روی سایتهای خبری دیده شد که ایشان گفته اند تمام مدارک دانشگاهی را سپری کردم !!!. عجب بابا چه حکایتی شده .
تشخیص اینکه ایشان مربی خوبی هست یا نیست کار من نیست .
اما آخه این حرف یکم الکی بنظر میاد . گیرم ایشان بهترین مدرک مربیگری از اروپا داشته باشند (که ندارند) اما چه ربطی به مدارک دانشگاهی داره .
جناب برای گرفتن مدارک دانشگاهی باید اول دیپلم داشت و بعد رفت دانشگاه سر کلاس . اونم 4 ماه و یکسال نه عزیز جان. برای همه مدارک که شما گفتی همشو داری حداقل یه 10 سالی باید سخت درس خوند . البته که ما که بخیل نیستیم شاید شما هم مدرک دکتری از آکسفوردی ، هاوایی چیزی داری . خلاصه ایرادی هم نداره عزیز اگر داری رو کن ، شاید توهم وزیری یا مشاوری یا معاونی شدی .
دیگه از زمان قدیم گفتن که اب که سر بالا بره ....

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را

این که میگن ادبیات ما آینه تمام نمای احساسات ماست ، پر بیراه نگفتن . گاهی آدم یک عالمه حرف و حدیث تو ذهنشه که نمیتونه بزبان بیاره ، و حتی اگه بشه آورد باید کلی سانسورش کرد و از سر و تهش زد . ولی وقتی با دقت بیشتری  مجموعه اشعار شاعران این سرزمین مد نظرم قرار میگیره ، متوجه میشوم بعضی از احساسات سالیان سال در این سرزمین مشترک بوده و شاعران زیادی در این خصوص سروده دارند . حسی دارم که نه میتونم به زیان بیارم و نه قابل تفسیره فقط این غزل شیخ اجل سعدی شیرازه که میتونه این حس تا حدود زیادی بیان کنه . 
 برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را                     بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
هر ساعت از نو قبله‌ای با بت پرستی می‌ رود                   توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
می با جوانان خوردنم باری تمنا می‌کند                            تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را
از مایه بیچارگی قطمیر مردم می‌شود                              ماخولیای مهتری سگ می‌کند بلعام را
زین تنگنای خلوتم خاطر به صحرا می‌کشد                       کز بوستان باد سحر خوش می‌دهد پیغام را
غافل مباش ار عاقلی دریاب اگر صاحب دلی                     باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را
جایی که سرو بوستان با پای چوبین می‌چمد                      ما نیز در رقص آوریم آن سرو سیم اندام را
دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل                         نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
دنیا و دین و صبر و عقل از من برفت اندر غمش              جایی که سلطان خیمه زد غوغا نماند عام را
باران اشکم می‌رود وز ابرم آتش می‌جهد                         با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را
سعدی ملامت نشنود ور جان در این سر می‌رود                صوفی گران جانی ببر ساقی بیاور جام را


۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

دومین سالگرد تولد در ولایت غربت

فردا دهه سوم زندگی اینجانب به پایان میرسه و بدون چک و چونه وارد دهه چهارم خواهم شد .
اینجوری دیگه زمان مثل برق و باد میگذره و سالها و دهه های عمر هم یکی پس از دیگری میان و میرن .
شوخی شوخی دهه سوم زندگی با آن همه شور و شوقش تموم شد و اینجاست که باید ژست پیرمردی گرفت و بخونم جوانی هم بهاری بود و بگذشت .
خلاصه امروز از صبح همش درگیر خاطرات سالهای گذشته بودم . نمیدونم چرا هیچ وقت همچین حسی به سالگرد تولدم نداشتم ولی این دومین سالگرد تولدم در غربت مرا بدجور گرفتار گذشته ها کرد.

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

دروغ ناخوشي ملي

از وقتي كه برگشتم ايران ياد يك جملاتي از كتاب حاجي باباي اصفهاني افتادم كه بد نديديم اينجا بيارم : 
" به ايرانيان دل مبنديد كه وفا ندارند. سلاح جنگ و آلت صلح ايشان دروغ و خيانت است . به هيچ و پوچ آدمي را به دام مي اندازند . هرچه به عمارت ايشان كوشي به خرابي تو مي كوشند. دروغ ناخوشي ملي و عيب فطري ايشان است و قسم شاهد بزرگ اين معني. مگر قسمهاي ايشان را نديده ايد. ببينيد سخن راست را چه احتياج به قسم است . "

اگر از دايره انصاف خارج نشويم و تعصب را در نظر نگيريم ، اين جملات پر بيراه نيستند .
درد اصلي مملكت من زوال اخلاقي و پسرفت فرهنگي است نه مشكلات سياسي .  تمام بد اخلاقي هاي سياسي اين مرز و بوم در گذشته دور و معاصر و حال و آينده ريشه در نابسامانيهاي فرهنگي ما دارد كه در بالا بدرستي بدان اشاره شده است .
قصد دارم در آينده در خصوص ابعاد فرهنگي اجتماعي ايرانيان با استفاده از منابع معتبر بيشتر بنويسم . اميدوارم دوستان هم من را در اين مهم ياري كنند .

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

قيمت خودرو

دوستان بالاخره جواب يك سوال قديمي رو پيدا كردم . بد نديدم بگم شما هم بدونيد .
هميشه همه جا اين سوال در بين مردم هست كه چرا خودرو در ايران بسيار گران است ؟ بخصوص خودروهاي آنچناني ؟
پيداش كردم اصلا جواب پيچيده ايي نداره ، ربطي به عوارض خودرو ، حمايت صنايع داخلي ، كمبود بهره وري ، اقتصاد بسته ، واقعي نبودن نرخ ارز و هزار عامل ديگر اقتصادي و صنعتي و اجتماعي و سياسي و دولتي نداره .
جواب بسيار سهله فقط جمع و تفريق چند عدد ساده ست .
مثلا اگر تصور كنيد خودرويي بخريد حدود 70 يا 80 ميليون تومان اين پولي كه داديد همش يكمش پول خودروي شماست . مابقي پولي كه شما ميپردازيد در حقيقت سهم شما از خيابانها و جاده هاست از اينرو شما كاملا حق داريد هر طور كه دوست داريد در خيابانها و جاده ها و بزرگراهها رانندگي كنيد . هر كس هم جلوي شما قرار گرفت آنقدر بوق و چراغ بزنيد تا ياد بگيره خط سبقت براي شماست كه پولشو داديد . چهارراه كه رسيديد ، بدونيد كه هر ماشيني كه گرونتره يعني پول بيشتر داده پس حق تقدم داره . هرچي پول بيشتري بدهيد سهم شما بيشتره و با اختيار بيشتر ميتونيد در جاده ها رانندگي كنيد . مثلا اگر براي ماشينتون بالاي 200 ميليون بديد ، حق راي در تغيير هر نوع قوانين و مقررات را خواهيد داشت .
اين كشف جديد منه باور نداريد از امروز توي ايران به رانندگي ها دقت كنيد .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۴, جمعه

تهران

بيست روزي از برگشتنم به وطن ميگذرد . 
چند روزي بيماري و فوت عزيزان، چند روزي ديگر، من را بخود مشغول كرد . ديد و بازديد و سفرهاي درون شهري هم از طرف ديگر روزها را يكي پس از ديگري پر كرد . هرجا رفتيم بحث دموكراسي و ديكتاتوري بود و البته از همه بيشتر مهاجرت !
زندگي كماكان در جريان و مردمان كماكان گرفتار . تهران پر از ترافيك و البته هوايي بسيار خوب ناشي از باران و باد .
دوستان همه برقرار و ياران همه مشفق .
اينترنت خوب كالايي كم ياب و كانال فارسي 1 سرگرم كننده خانواده ها .
روزنامه ها بي خبر ، وليعصر يك طرفه ، صف طويل بستني منصور، ترافيك جاده چالوس ، رالي هاي شبانه بزرگراه مدرس ، حجاب زينت زن است ، زلزله و ارتباطش با بي ناموسي ، طرح زوج و فرد و البته نمايشگاه كتاب بي كتاب .
چقدر دلم براي تهران تنگ بود ...